آغاز بهار است و نکو نیست نخندیم

یا اینکه در از پشت غم و درد نبندیم

دانم که دی ایام سیاهی به سرت رفت

بگذار و گذر، ما همه خورشیدپسندیم

دشمن بشود شاد ز این دیده ی پر آب

لبخند به لب آر، اگر خُرد و نژندیم

هر چند که از پا به درافتاده به خاکیم

برخیز برادر، که سواران سمندیم

آرام نشد خاک سیاوش کش ایران

چون موج خروشان و در آتش چو سپندیم

1403-12-27